جناب آقای صالح شریفی

Shape Image One
Shape Image One
 Shape Image Four
 Shape Image Four
 Shape Image Four
 Shape Image Four
 Shape Image Four
 Shape Image Four

صالح شریفی هستم، که معمولاً به اشتباه صالج شریفی نوشته می‌شود.
تفکیک اسم و فامیل من واقعاً کار سختی نیست؛ اما در اغلب مواقع، با صالح یا صالحی صدام می‌کنند. عیبی ندارد، معمولاً آدم‌های محبوب این‌طوری هستند!
لیسانس، فوق‌لیسانس و دکترای شهرسازی خواندم و این‌روزها آن‌چه گمان می‌کنم یاد گرفتم را پس می‌دهم به دانشجوها.

دو سال پیش، برهان (پسرم) را در یک دوره‌ی پروژه‌محور ثبت‌نام کردیم و قرار شد هر کودک با پدر و مادرش، تولید محتوا و ارائه‌ی یک جلسه را بر عهده می گرفتند. یک جلسه، پسری با مادرش کیک پختند؛ یک جلسه، دختری با پدرش درباره‌ی موبایل‌ها صحبت کردند و یک جلسه، کودک دیگری با پدر و مادرش، از ستاره‌ها گفتند.
به من که رسید، به مربی‌اش گفتم من در دانشگاه شهرسازی درس می‌دهم و هیچ‌چیز قابل‌عرضی برای این بچه‌ها ندارم. از من انکار و از مربی اصرار. فصل اول کتاب تاریخ شکل شهر تا انقلاب صنعتی، نوشته‌ی جیمز موریس، ترجمه‌ی دکتر راضیه رضازاده، انتشارات دانشگاه علم‌ و صنعت، که دانشجوهای امروز به سختی حاضرند بخوانند، در قالب نقاشی و رنگ‌آمیزی و برش و چسباندن به خورد بچه‌های مردم دادیم و چه کیفی داد!

برای تکرار این کِیف، با کمک دوستان خوبم، آذردخت، امیرحسین، گلبرگ و نعیمه، «شهرآگاه» را پدید آوردیم تا با بچه‌ها راجع‌به شهر و شهروندی گپ بزنیم و بازی کنیم.

در شهر ما نیست جز دود و ماشین…
اما در شهر این بچه‌ها،
پرنده‌ای با شادمانی پر خواهد گشود…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.